دو پرستو در آشیانه


 
۲۰ مهر ۱۳۸۸
دو پرستو در آشیانه...
 
 m__1_.jpg
 
وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.تا 5 سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ، بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی 19 ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد.
 
m__2_.jpg
 
فاطمه نیز وقتی نوزاد بود دچار ضایعه نخاعی شد و در اثر عمل جراحی ، برای همیشه فلج ماند . تا سن 18 سالگی با پدر و مادرش زندگی میکرد اما بعد از آن احساس کرد اگر به کهریزک بیاید خانواده اش راحت تر زندگی می کنند.
 

 
بعد از چند سال زندگی در آسایشگاه ، احمد و فاطمه تصمیم به ازدواج گرفتند اما با مخالفت های آسایشگاه روبرو شدند . این بود که با ترفندی جالب و با اصرار زیاد ، بالاخره با هم ازدواج کرده و در یکی از خانه های زوج های معلول در آسایشگاه ساکن شدند.
 

 

احمد و فاطمه با وجود معلولیت جسمی شان تمام کارهای شخصی شان را خودشان انجام میدهند.
 
m__6_.jpg
 
احمد و فاطمه در منزل.
 

 
احمد در حال مسواک زدن با کمک پایش.
 


m__9_.jpg
 
قبل از بیرون آمدن از خانه ، احمد از فاطمه می خواهد به او ادکلن بزند.
 
m__10_.jpg
 
احمد و فاطمه هر روز مسیر خانه تا کارگاه موسیقی را با هم طی می کنند.
 
m__11_.jpg
 
احمد و دوستش مرتضی در حال نواختن موسیقی.
 
m__13_.jpg
 
تقسیم کار در منزل احمد و فاطمه.
 
m__14_.jpg
 
و بالاخره صرف ناهار و املت خوشمزه ای که فاطمه خانم پخته بود ...
 
m__17_.jpg
 
و این بود از یک روز از زندگی عاشقانه احمد و فاطمه ...
و اینجا در این عکس هم احمد داشت ترانه دل دیوانه را برای فاطمه می خواند و او نیز گاهی زمزمه میکرد.
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
نظرات 1 + ارسال نظر
yasin پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1388 ساعت 00:17 http://www.nicepack.ir

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار زیبایی داری اگر می تونی قالبشو عوض کن چون با دیال اپ کمی سخت بالا می یاد.راستی خواستی به منم سر بزن در خدمتت هستم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد